تبليغاتX
منتظران المهدی

پنجشنبه چهارم بهمن 1386

خاموشی

 

 

اگر خاموش باشی تا دیگران به سخنت ارند بهتر از آنکه  سخن گویی  و خاموشت کنن

 

نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و نهم دی 1386

یا صاحب الزمان آقا جان آجرک الله

 

                          

                          

 

دستهای پیر و جوان، كودك و نوجوان بالا می‌رود، پایین می‌آید بر سینه می نشیند ادب می‌كند به ساحت وفادارترین خلق عالم به فرزند نخستین ایمان آورنده به رسول خدا (ص) به برادر امام حسین (ع)، به او كه فرزند فاطمه(س) شد آنگاه كه برای نخستین بار فریاد زد یااخی ادركنی.


قلبهای داغ از عشق عباس، سرما را شرمنده می‌كند و گرمی نفس‌های دلسوختگان آتش به جان می‌زند، سقای حسین سید و سالار علمدار نیامد...

سقاهای همه جای این سرزمین پهناور آمده‌اند تا مشك آب از این سو به آن سو برند و رقیه‌های سه ساله و علی اصغرهای شش ماهه تشنه نمانند.

عاشقان عباس آمده‌اند تا علمدار، امروز در علقمه تنها نباشد، آمده اند تا اگرچه عمود فرق سقای دشت كربلا را شكافت اما اعلام كنند كه حسین(ع) تنها نیست.

دل شیعه هنوز از آنهمه ایثار و جانبازی می‌سوزد، امروز جانبازها هم آمده‌اند تا بگویند علم عباس هیچ گاه بر زمین نمی‌ماند تا دشمنان خوشحال نباشند و هلهله نكنند علمداران زنده‌اند تا خواب یزدیان را آشفته كنند تا حسین (ع)تنها نماند.

مشكها امروز بدست سقاها به دست كاروانیان عاشورا می‌رسد، تا هركس جرعه‌ای از معرفت عباس (ع) را بنوشد و رستگار شود.

سپاهیان حسینی و مردان و زنان عاشورایی حتی كودكان كه پیشانی بند یا ابوالفضل (ع) بسته‌اند یك چیز را فریاد می‌زنند و آن زنده نگهداشتن رسالت امام حسین (ع) است.

امروز روز فضل و بخشش است روز عباس است روز حاجت روا شدن‌ها است روزی است كه آن حضرت دلهای شكسته و دستهای بالا آمده را بی‌پاسخ نمی‌گذارد اشكها بر گونه جاری می‌شود دلها می‌شكند و چشمها به آ‌سمان دوخته می‌شود و نفسها با نام مبارك یا ابوالفضل ادركنی بر می‌آید و فرو می‌رود.

عشق به فرزندان امیر مومنان (ع) در ذره ذره وجود انسانهای آزاده است، جوانان بنی هاشم امروز خوب در برابر یزدیان عرض اندام كردند و پاسخ یاوه گویی‌های آنان را دادند و روز سرخ شیعه را باری دیگر به رخ جهان كشیدند و عدالت طلبان و ظلم ستیزان عالم را دعوت به شناخت این روز كردند.

همه شیعیان آمدند، همه مسلمانان آمدند، همه عدالت طلبان و آزادیخواهان آمدند، تا روزهای سرخ را به روز سبز متصل كنند، تا منتقم خون حسین (ع) بیاید و آنان حاجت روا شوند، آمدند تا از فرزند فاطمه (س) بخواهند دعا كند، شاید این جمعه بیاید.

نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و سوم دی 1386

هیئت مکتب الشهداء

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم . برادران و خواهرانی که قصد حضور در مجالس پرفیض اهل بیت ( ع ) را دارند ، می توانند برنامه هیئت مکتب الشهدا را از این وبلاگ دریافت کنند .

 ایام عزاداری آقا امام حسین (علیه السلام) :

 

در مسجد باب الحوائج برگزار می گردد .

آدرس :  میدان زاهدی - ۲۰ متری سیدالشهدا - کوچه خرم - مسجد باب الحوائج

 

 

نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و دوم دی 1386

جلسه مباحثه مسائل روز

سلام علیکم  . جلسه ای با موضوع کلی « مباحثه مسائل روز » با هدف مقدسی در مسجد باب الحوائج دایر می باشد که از خواهران و برادران علاقه مند دعوت به عمل می آید که با حضور نورانی خود  این جلسه را پر بار نمایند . درضمن این جلسه روزهای جمعه دایر می باشد .

               ( با حضور شاگرد آیت الله حق شناس « رحمه الله علیه » )

(  آدرس:تهران ـ شهرک ولی عصر ـ ۲۰ متری حیدری ـ میدان رجایی ـ ـمسجد باب الحوائج )  

 

     موضوع این هفته ( ۸۶/۱۰/۲۱ ) :

 

فلسفه  قیام امام حسین (ع)

 

نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت  

چهارشنبه نوزدهم دی 1386

خدایی روضه هات بهشته

 

 

 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین 

 

هر کجا که می روم ز غمت دیده پر نم است

هر سال و ماه و هفته و روزم محرم است

یک لحظه بی محبت تو کی کشم نفس

دنیای بی حسین برایم جهنم است

به نام خدایی که دوباره کوچه های زندگیم را رختی از عذای دلتنگی زینب (س) پوشاند ودلم را سخت در التهاب عزیز زهرا اسیر کرد و نگران مادری که فقط این شب ها لالایی می خواند.

اینجا میان مردم صحبت ز منع آب است  

دلشوره ام برای شش ماهه رباب است

دوباره کوچه های عرش رنگی مشکی به خود دید و نذر اسپند های محرم و از همه والا تر فریاد های حسین با نم نمی از اشک.

شکر خدایا که امسال هم میهمان عرشیان توام و نفسی با نام حسین می کشم آری با خون تو.

می خواهم قدری با مولایم اباعبدالله درد و دل کنم.آری آقا جان . . .

امسال هم سخت نگران سه ساله ات هستم و . . .

سخت دل تنگ شش ماهه ات که  . . .

بی تاب مادرش رباب که . . .

بی قرار زینب تو که . . .

وای علی اکبرت که . . .

لحظه ای دوری عباس از خیام حرم وای یعنی . . .

بی شک در آرزوی بوسه گاه مادرت چشم تر دارم حسین آخر شما . . .

نگران چشمان بارانی صاحب الزمان (عج) که . . .

آقای من فصل نوکری ات آغاز شده و بهار مداحی است و مدد نوکرانت سخت خدا را صدا می زند

و چشم امیدشان به مادرت زهرا(س) است تا کمکشان کند و تو خود چه خوب می دانی که ...

ممنونم که امسال هم اسم مرا در لیست نوکرانت نوشتی و به خانه ی عاشقانت راهم دادی ولی خود دستی بر پیکر خسته ام بکش که ده شب نوکری کوی تو را تاب بیارد آخر گلویم درد می کند

ارباب . . . و از طرفی فریاد های عاشورایی ات صدایم می زند . . .

 

                                پس مدد یا حسین زهرا(ع)

 

            اللهم عجل لولیک الفرج بحق الحسین (علیه السلام)

    

نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم دی 1386

سخاوت امام حسین(ع)

 

اسلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

مرد عربي به مدينه آمد و پرسيد كه كريمترين مردم كيست؟ گفتند حسين بن علي عليه السلام، پس به جستجوي آن حضرت شد تا داخل مسجد شد ديد كه آن حضرت در نماز ايستاده پس شعري چند در مدح و سخاوت آن حضرت خواند. چون حضرت از نماز فارغ شد فرمود كه اي قنبر آيا از مال حجاز چيزي به جاي مانده است؟ عرض كرد بلي چهار هزار دينار فرمود حاضر كن كه مردي كه احق است از ما به تصرف در آن حاضر گشته، پس به خانه رفت و رداي خود را كه از برد بود از تن بيرون كرد و آن دنانير را در برد پيچيد و پشت در ايستاد و از شرم روي اعرابي از قلت زر از شكاف در دست خود را بيرون كرد و آن زرها را به اعرابي عطا فرمود و شعري چند در عذرخواهي از اعرابي خواند اعرابي آن زرها را بگرفت و سخت بگريست، حضرت فرمود اي اعرابي گويا كم شمردي عطاي ما را كه مي‌گريي، عرض كرد بر اين ميگريم كه دست با اين وجود و سخا چگونه در ميان خاك خواهد شد.

 

نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سیزدهم دی 1386

مهمترين منابع شناخت معصومين (عليهم السلام) :

 

قرآن كريم  ، زيارت عاشورا  ، جامعه كبيره  ، زيارت ناحيه مقدسه

 

عزاداری در اين مرتبه وسيله ای براي احيا و حفظ ازرش های مقدّس است كه اهل بيت (عليهم السلام) به خاطر آنها به شهادت رسيدند. اين مراسم از دروغ، حرام، تحريف و اختلافات به دور است و مردم با شركت در اين مجالس بيش از پيش با دين و وظايف خود آشنا می شوند.

همچنين، مجالس عزاداری در اين مرتبه محل "شناخت و نيز پيدا كردن روح انتقام" است.مراسم عزاداری در اين مرحله، رنگ و بوی سيدالشهدا (ع) دارد. روح و حقيقت سيدالشهدا (ع) بر آن حاكم است. اين نوع مجالس از طرفی مردم را با حقيقت و جايگاه سيدالشهدا (ع) آشنا می كند و از طرفی همان كاری را می كند كه ايشان در كربلا كردند؛ يعنی آثار وجودی حضرت (نجات مردم از جهالت و خروج از گمراهی و تاريكی، مهمترين توصيه بزرگان دين به برپائی مجالس عزای حسينی) را منتقل می كند و بين مردم و حضرت شباهت بوجود می آورد.

گريه برای عزادار در اين مرتبه صرفاً يك عمل احساسی نيست؛ بلكه وسيله ای برای زنده نگه داشتن پيام عاشورا برای نسل امروز، بالا بردن سطح معرفت مردم و پيوندشان با اهل بيت (عليهم السلام) ، تبعيت از گريه های حضرت زهرا(س) (گريه ای سياسی و جهت دار) و آزار و تهديد غاصبين خلافت و دشمنان اميرالمؤمنين است.

به فرموده شهيد مطهّری كه خود بسيار اهل گريه و عزاداری حقيقی بود؛ " گريه بر شهيد شركت در حماسه او است" .

نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم دی 1386

قهر كردن با حضرت معصومه (علیها ‌السلام)

حجت الاسلام دكتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب كتاب نفیس «الغدیر» نقل كردند:

در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر كتابی به نام «قهرمان فخر» كه در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاكمه من گرفت.
لذا مجبور به ترك نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم و در آنجا بحمدالله مشغول به فعالیتهای مذهبی در چند هیأت و بیان مطالب كتاب گرانقدر «الغدیر» گردیدم و در بعضی از ایام مرتباً هفته‌ای یك یا دو مرتبه به آستان بوسی حضرت فاطمه معصومه (علیها‌السلام) در قم شرفیاب می‌شدم.
تا اینكه ضمن تشرفاتم مطالبی را كه مقداری از آنها دنیوی و مقداری اخروی بود از بی‌بی تقاضا نموده و به ایشان عرض كردم كه تا حوائج مرا ندهید، دیگر به آستانه بوسی شما نخواهم آمد.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دهم دی 1386

نگین ملکوت شهید حاج همت

 

سالهاست كه از مهاجرت پرستوهاي سبك بار ميگذرد اما هنوز پاسخي شايسته به اين پرسش نداده ايم كه بالاخره « شهدا آسماني بودند يا زميني؟»
روزگار بعد از جنگ، آنقدر از آسماني بودن شهدا گفتيم و نوشتيم، كه ديگر با هيچ نردباني نميشد بديشان رسيد. آنهارا همسايه ديوار به ديوار خدا خوانديم و با تبديل كردن شان به الگوهاي دست نيافتني، نسل جوان را ناخواسته از گردهايشان رانديم. تعاريفي از شهدا كرديم كه پيشتر فقط در وصف معصومين به كار مي برديم. قهرماناني از فرماندهان ساختيم كه پيشتر در توصيف مالك و ابوذر شنيده بوديم. آنچنان دربيان اوصاف شان اغراق كرديم كه گويي امثال حاج همت، نه از دل مادر، كه از رحم آسمان بيرون آمده اند. آنقدر در توصيف رشادت شان مبالغه كرديم كه در ذهن نسل جوان، اين سوال پيش آمد كه؛ اگر واقعاً شهداي ما اين همه دلير و شكست ناپذير بودند كه با يك حركت، دشمن را تار و مار ميكردند، پس اصلاً چرا جنگ تحميلي، هشت سال طول كشيد و دو روزه به نفع ايران تمام نشد؟!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت  

دوشنبه دهم دی 1386

توصيه‏هايى از آيت اللّه شاه آبادى(ره)

 

روح لطيفش تجلى واقعى عرفان و رفتار و خُلق كريمانه‏اش نمادى از حضور عالمان آگاه در سطح جامعه بود سخن از عارف كامل آيت اللّه ميرزا محمد على شاه آبادى است، در اين نوشتار براى بهره مندى از درياى ژرف معارف از منظر آن حكيم الهى دست به دامان بزرگى شده‏ايم كه به تعبير خودش شايد هيچ كس به اندازه ايشان، آيت اللّه شاه آبادى را نشناخته است. برخى از نكته‏هاى نابى كه در پى مى‏آيد، نقل قول‏هايى است كه حضرت امام خمينى(ره) در كتاب هايشان از مرحوم شاه آبادى بيان نموده‏اند.

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم دی 1386

حرف دل یک عاشق منتظر

يا صاحب‏الزمان...!


آسمان را مى‏ستايم، كه ابرهايش را زيرانداز گام هايت مى‏سازد.
درختان را دوست مى‏دارم؛ كه شاخه‏هاشان نسيم محبت را با ياد تو معطر و متبرك مى‏كنند.


آب را مى‏پسندم كه روان مى‏شود، تا غبار از قدوم پاك تو برگيرد.
باد را مى‏نوشم؛ كه ياد روح‏نواز كوى تو را، هديه مشامم مى‏سازد.


و انتظار را مقدس مى‏شمرم ؛ از آن كه هر آدينه، منتظرت مى‏نشينم. هر آدينه ، ...

نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385

وصیت آیت الله شیخ حسنعلی اصفهانی (نخودکی)

فرزند ایشان نقل می کند :

 ایشان وصایای خویش را به شرح زیر به من فرمودند:
« ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله....
نیست جز تقوی در این ره توشه ای نان و حلوا را بنه در گوشــــه ای
بالتقوی بلغنا ما بلغنا، اگر در این راه، تقوی نباشد، ریاضات و مجاهدات را هرگز اثری نیست و جز از خسران، ثمری ندارد و نتیجه ای جز دوری از درگاه حق تعالی نخواهد داشت. حضرت علی بن الحسین علیهما السلام فرمایند:
« انّ العلم اذا لم یعمل به لم یزدد صاحبه الا کفرا و لم یزدد من الله الاّ بعدا »


اگر آدمی، یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، هباءً منثوراً خواهد گردید.

بدان که در تمام عمر خود، تنها یک روز، نماز صبحم قضا شد، پسر بچه ای داشتم شب آن روز از دست رفت. سحرگاه، مرا گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شده ای. اینک اگر شبی، تهجدم ترک گردد، صبح آن شب، انتظار بلایی می کشم.

بدان که انجام امور مکروه، موجب تنزل مقام بنده خدا می شود که به عکس اتیان مستحبات، مرتبه او را ترقی می بخشد.


 بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده ام، به برکت بیداری شبها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.


اکنون پسرم، ترا به این چیزها وصیت و سفارش می کنم:


اول: آنکه نمازهای یومیه خویش را در اول وقت آنها به جای آوری.
دوم: آنکه در انجام حوائج مردم، هر قدر که می توانی بکوشی و هرگز میندیش که فلان کار بزرگ از من ساخته نیست، زیرا اگر بنده خدا در راه حق، گامی بردارد، خداوند نیز او را یاری خواهد فرمود.
»



در این جا عرضه داشتم: پدرجان، گاه هست که سعی در رفع حاجت دیگران، موجب رسوایی آدمی می گردد.
فرمودند:
« چه بهتر که آبروی انسان در راه خدا بر زمین ریخته شود.


سوم: آنکه سادات را بسیار گرامی و محترم شماری و هر چه داری، در راه ایشان صرف و خرج کنی و از فقر و درویشی در اینکار پروا منمایی. اگر تهیدست گشتی، دیگر تو را وظیفه ای نیست.
چهارم: از تهجد و نماز شب غفلت مکن و تقوی و پرهیز پیشه خود ساز.
پنجـــم: به آن مقدار تحصیل کن که از قید تقلید وارهی.
»



در این وقت از خاطرم گذشت که بنابراین لازم است که از مردمان کناره گیرم و در گوشه انزوا نشینم که مصاحبت و معاشرت، آدمی را از ریاضت و عبادت و تحصیل علوم ظاهر و باطن باز می دارد، اما ناگهان پدرم چشم خود بگشودند و فرمودند:
« تصور بیهوده مکن، تکلیف و ریاضت تو تنها خدمت به خلق خدا است. »

نوشته شده توسط مصطفی غنی زاده در |  لینک ثابت